محمد تقي جعفري

156

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مولوى آرى ، تفاوت بىنهايت است ميان كسانى كه ورد زبانشان اينست كه عمر گرانمايه در اين صرف شد تا چه خورم صيف و چه پوشم شتاء و كسى كه مىگويد : من شما را براى وصول به آن رشد و كمال مىخواهم كه خداوند سبحان اشتياق سوزان آن را در نهاد شما به وديعت نهاده است . نتيجهء پنجم - با همهء آن ناگواريها و ناملائمات و آن تضاد و تناقضهاى مولود آشوبها و فتنه‌ها و دگرگونىهاى عميق كه فاصله از موقعيت قبلى تا موقعيت بعدى خيلى زياد بود ، امير المؤمنين عليه السلام از آن « هدف مطلق » كه همهء اطوار و شئون و كيفيات زندگى خود را با آن « هدف مطلق » ( شخصيت در تكاپو براى وصول به جاذبهء اعلاى ربوبى ) توجيه مىفرمود ، منحرف نگشت . او همان گونه كه در تهيهء عوامل معيشت خود و عائله اش . شخصيتى تكاپوگر در مسير جاذبهء اعلاى ربوبى بود ، همين تكاپو و هدف را در روى كرسى زمامدارى و سر كوى يتيمان و بيوه زنان و ارشاد و اجراى احكام و حدود ، دارا بوده است و اگر چنان حقيقت مطلقى در درون آن حضرت شكوفا نشده بود ، نه آن انبساط و ابتهاج روحى فوق العاده را دارا بود ، بلكه و نه مىتوانست در برابر آن ضربه‌هاى حوادث تلخ و ناگوار مقاومت نمايد . 6 - أظأركم على الحقّ و أنتم تنفرون عنه نفور المعزى من وعوعة الأسد ( هر چه شما را به سوى حق مىكشانم ، شما از آن گريزانيد همانند فرار بزغاله‌ها از غرش شير ) آنجا كه صداى حق كه حيات بخش است صيحه اى مرگآور مىباشد آرى ، بايد باور كنيم كه صداى حق و نغمهء حقيقت براى كسانى كه هويتى براى شخصيت آنان نيست ، صيحه اى مرگآور است ، زيرا آنچه كه حق را به عنوان عنصر اساسى حيات